سيد محمد خالد غفارى
73
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
مىسوزاند نه آب ، و دانستهاى كه آب و آتش در يك مكان جمع نشوند ، پس معلوم شد كه آتش در ميان آب ، مكانى ديگر دارد جز مكان آب و در مكان آب ، آتش نيست ، و در مكان آتش ، آب نيست زيرا كه آب و آتش در يك مكان جمع نشوند . . . ، امّا در مكان به غايت نزديكاند به يكديگر ، هيچ جزوى از آب گرم نيست كه توان گفت : اين آب است بىآتش يا اين آتش است بىآب . . . » . « 1 » اين نابغهء جوان ايرانى - كه دست بر قضا ، در جوانى و نبوغ و شهادت به دست متعصّبان كوردل سرنوشتى همچون نابغهء ما شيخ اشراق داشته و حتّى در آغاز همان قرنى ( قرن ششم ) چراغ زندگى گرانقدرش را خاموش كردند كه در پايانش چراغ زندگى گرانبهاى شيخ اشراق را خاموش نمودند « 2 » - در ادامهء مطالب و براى اثبات مدّعايش با همان زبان شيوا و شيرين ( فارسى درى ) كه شيخ بدان نوشته است ، جسم انسان را شاهد مدّعاى خويش قرار داده و مىگويد : « . . . بدان - شرّح اللّه صدرك و يسّرك امرك - كه قالب تو مركب است از چهار عنصر متضادّ : خاك و باد و آب و آتش ، و اين هر چهار به حقيقت در قالب تو جمعاند ، هر چه بعد از خشك شدن قالب بر جاى بماند از خاك است و هر رطوبت كه در اوست از آب است و هر حرارت كه در اوست از آتش است و هر برودت كه در اوست از باد است و هر حرارت كه در اوست از آتش است و هر برودت كه در اوست از باد است ، مكان خاك در قالب تو ظاهر است و در اين خاك ، آب را مكانى ديگر است لطيف ، لايق آب . . . و در اين آب ، باد را مكانى ديگر است لطيفتر از مكان آب . . . و در اين باد آتش را مكانى ديگر است لطيفتر از مكان باد . . . و در اين آتش ، جان تو را مكانى ديگر است لطيفتر از مكان آتش ، و در ميان جان تو حق را مكانى ديگر است لطيفتر از مكان جان تو ؛ و فوق مكان حق - تعالى - هيچ مكانى نيست . . . » . « 3 »
--> ( 1 ) عين القضاة ، عبد اللّه بن محمد همدانى رسالة الامكنة و الازمنة ، به كوشش رحيم فرمنش ، انتشارات مولى ، تهران ، 1360 ، ص 25 . ( 2 ) ابو المعالى عبد اللّه محمّد بن عليّ بن الحسن بن على ميانجى همدانى ، در هفتم جمادى الاولى سال 525 ه . ق . به اتّهام زندقه در همدان شهيد شد . و شيخ شهاب الدّين يحيى بن حبش سهروردى نابغه جوان كرد ، در سال 587 به همين اتهام در شهر حلب به شهادت رسيد . ( 3 ) همان ، صص 31 - 32 .